چرا کشورها نردبانی که در راه توسعه از آن بالا رفتهاند را به زمین میاندازند؟

به گزارش روابط عمومی سازمان جهاددانشگاهی خراسان رضوی، دکتر جواد براتی اظهار کرد: کتاب «انداختن نردبان» نوشته هاچون چانگ و جزو پرفروشترین کتابهای اوست. این کتاب با دیدی تاریخی به مسیر توسعه اقتصادی مینگرد؛ رویکردی که حدود یک سده است رو به افول و فراموشی است، اما هاجون چانگ در این کتاب بار دیگر این رویکرد را معرفی میکند و نتایج آن که گاهی متناقض با آن چیزی است که ما درباره راههای رسیدن به توسعه فکر میکنیم را ذکر میکند.
وی با اشاره به نگاه تاریخی این کتاب به توسعه اقتصادی، ادامه داد: در این کتاب با استفاده از منابع مختلف، اطلاعاتی از مسیر توسعه اقتصادی کشورهای توسعهیافته جمعآوری شده تا به این پرسش پاسخ دهد که کشورهای توسعهیافته چگونه توانستند به توسعه دست پیدا کنند و آیا کشورهای در حال توسعه هم باید همان مسیری را طی کنند که کشورهای توسعه یافته طی کردند یا باید مسیر دیگری را انتخاب کنند.
چرا نام کتاب «انداختن نردبان» است؟
براتی با اشاره به دلیل انتخاب عنوان «انداختن نردبان» برای این کتاب، تصریح کرد: این عنوان برگرفته از سخنی از فردریک لیست، اقتصاددان قرن نوزدهم آلمانی طرفدار رویکرد تاریخی در علم اقتصاد، است. او در مقالات و کتابهای خود عنوان میکند که کشورهای توسعهیافته تمایل ندارند کشورهای در حال توسعه آن مسیری را طی کنند که خود برای رسیدن به توسعه اقتصادی طی کردهاند، به این دلیل به نردبانی که خود در راه توسعه اقتصادی از آن بالا رفتهاند لگدی میزنند و نردبان را میاندازند تا کشورهای در حال توسعه یافته از آن بالا نیایند و به توسعه نرسند. هاجون چانگ بر این اساس عنوان کتاب خود را انداختن نردبان گذاشته است.
وی افزود: این کتاب بسیار جذاب بوده و منتقد نگاه اقتصاددانان اینروزها است و از این نظر برای اهل مطالعه به ویژه در حوزه اقتصاد و توسعه کتاب ارزندهای است.
توسعه نهاد زیربنای توسعه اقتصادی است، اما...
مدیر گروه پژوهشی اقتصاد گردشگری پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی یک ویژگی مهم «انداختن نردبان» را طرح مباحث توسعه نهادی در این کتاب برشمرد و گفت: هنگامی که به مسیر توسعه نهادی مینگریم، مشاهده میکنیم که زیربنای توسعه اقتصادی ایجاد نهادهایی است که لزوماً با دستور، قانون و مصوبه ایجاد نمیشود، بلکه زمان زیادی لازم است که این نهادها نهادینه شوند. با این وجود سیاستگذاران بینالمللی که سیاستهای توسعه اقتصادی را به کشورهای در حال توسعه توصیه میکنند به زمانبر بودن ایجاد این نهادسازیها توجه نمیکنند.
وی ادامه داد: این در حالی است که این کشورها خود در هنگام ایجاد همین نهادها در کشور خودشان با مشکلات و عقبگردهای بسیاری مواجه بودند و سالها زمان صرف کردهاند تا یک نهاد همچون حقوق مالکیت را در کشور خود نهادینه کنند، اما تصور میکنند که کشورهای در حال توسعه باید در زمان بسیار کوتاهی در حد چند دهه این نهادها را ایجاد کرده و بر پایه آن به توسعه برسند.
براتی خاطرنشان کرد: با این حال هاچون چانگ این واقعیت را بیان میکند که نباید چنین فشاری به کشورهای در حال توسعه بیاید، چراکه ایجاد یک نهاد بسیار زمانبر است و نمیتوان در بازهای کوتاه این نهادها را ایجاد کرد.
وی با اشاره به توافق تمامی اقتصاددانان بر لزوم سیاستگذاری و نهادسازی به منظور نتیجهبخش شدن اقدامات توسعه اقتصادی، یادآور شد: همه معتقدند نتیجهبخش بودن یک سیاست نیازمند نهادسازی است، اما موفقیت سیاستهایی که اعمال میشود به کیفیت نهادهای ایجادشده وابسته است. همچنین این نهادها باید توسط مردم و جامعه پذیرفته شود و نمیتوان نهادهای صرفاً دستوری در مدت زمان کوتاهی ایجاد کنیم.
مترجم کتاب «انداختن نردبان» بیان کرد: در این خصوص بحثی میان کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته مطرح است. کشورهای توسعهیافته معتقدند هنگامی که آنها به توسعه رسیدند هیچ نهادی وجود نداشت و آنها نهادها را ایجاد کردند و اینکه برای نخستینبار بخواهیم یک نهاد و ساختار را ایجاد کرده و بر اساس آن سیاستگذاری موفقی انجام دهیم، زمانبر خواهد بود، اما در حال حاضر کشورهای در حال توسعه با توجه به تجربههای موجود نباید این زمان را طی کنند.
وی عنوان کرد: نکته بسیار مهمی که در این میان وجود دارد این است که نهادها در هر کشوری باید با توجه به شرایط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن کشور ساخته شود. اینکه ما تصور کنیم یک نهادی با چارچوب ساختاری خاص میتواند در همه کشورها ایجاد شود، تصوری اشتباه است.
براتی تأکید کرد: با این حال، تمامی اقتصاددانان –چه نهادگرایان و چه غیرنهادگرایان - همه معتقدند که نهادها مبنا و پایه مهمی برای توسعه اقتصادی هستند و باید مدنظر سیاستگذاران قرار بگیرند، اما اختلاف نظر بر روی زمان و نحوه شکلگیری این نهادهاست.
آمریکا و انگلستان چگونه ثروتمند شدند؟
وی با طرح این پرسش که کشورها چگونه ثروتمند میشوند، بیان کرد: اکثر اقتصاددانان معتقدند انگلستان زمانی به توسعه صنعتی رسید که به سمت اقتصاد آزاد حرکت کرد. با این حال هاچون چانگ بر خلاف این عقیده میگوید زمانی که انگلستان در اوج توسعه صنعتی بود، دولت مداخلات بسیاری در اقتصاد انجام میداد و هنگامی که انگلستان در اوج توسعه صنعتی بود اثری از آن آزادی مالی و تجاری که اجماع واشنگتونی به کشورهای در حال توسعه دیکته میکند در این کشور دیده نمیشد.
مدیر گروه پژوهشی اقتصاد گردشگری پژوهشکده گردشگری جهاددانشگاهی افزود: ایالات متحده آمریکا نمونه دیگری است. آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل خود آمریکا را از حمایت دولت از اقتصاد و صنایع نوپا برحذر میدارد و میگوید برای توسعه اقتصادی باید گذاشت صنایع خودشان بر روی پای خودشان بایستند و حمایتی از آنان صورت نگیرد، اما هنگامی که به روند توسعه اقتصادی آمریکا در یک سده گذشته نگاه میکنیم، میبینیم که اتفاقاً آمریکاییها بیشترین حمایتها و مداخلات دولت در اقتصاد را انجام دادند.
وی ادامه داد: هنگامی که آمریکاییها در مسیر توسعه اقتصادی بودند قانون مالکیت معنوی و ثبت اختراع را کاملاً زیر پا گذاشتند. آنها ثبت اختراعی که پیش از آن در کشور دیگر به تولید انبوه رسیده بود را مجاز میدانستند و کپیبرداری از کشورهای دیگر را قانونی در نظر میگرفتند، در حالی که امروزه آمریکاییها به عنوان مرکزی که توصیههای اقتصادی را به کشورهای دیگر دیکته میکند بر رعایت حقوق مالکیت معنوی تاکید میکند.
براتی تصریح کرد: آمریکا در مسیر توسعه اقتصادی حتی نخبگان علمی کشورهای دیگر را میدزدید و آنها را تهدید میکرد تا در آمریکا بمانند. آمریکا در مسیر توسعه اقتصادی خود چنین اقداماتی انجام میداد تا با جذب سرمایه، دانش و علم بتواند به رشد اقتصادی برسد. در واقع توسعه اقتصادی آمریکا با حمایتهای دولت از اقتصاد انجام شد.
وی خاطرنشان کرد: این کتاب به نحوه توسعه اقتصادی کشورهای مختلفی مانند اسپانیا، هلند پرتغال و آلمان میپردازد و به نتیجه میرسد این کشورها زمانی که در مسیر توسعه اقتصادی بودند مداخلات دولت در اقتصادشان زیاد بود و پس از آنکه به توسعه رسیدند استراتژی عدم مداخله دولت را شعار دادند و شاید خودشان به آن عمل کردند.
مترجم کتاب «انداختن نردبان» تأکید کرد: نکتهای که باید به آن توجه کرد این است که سیاستهای اجماع واشنگتونی که در این کتاب به آن اشاره میشود تقریباً در دو دهه قبل تضعیف و کنار گذاشته شده و امروزه کشورهای توسعهیافته سیاستهای خود را به کشورهای در حال توسعه دیکته نمیکنند، بلکه آنها را توصیه میکنند.
وی با بیان اینکه این کتاب عنوان نمیکند که آیا کشورهای توسعهیافته با قصد و غرض به نردبانی که خود از آن بالا رفتهاند لگد میزنند یا خیر، گفت: با این حال نکته بسیار مهمی که در این کتاب عنوان می شود این است که رسیدن به توسعه نهادی امری بسیار زمانبر است و کشورهای توسعه یافته نباید قوانین سختگیرانهای برای کشورهای در حال توسعه بگذارند تا آن کشورها در زمان کوتاهی به توسعه برسند.
براتی اصلاح قانون کار و رأیگیری را نمونهای از ساختارهایی برشمرد که در کشورهای توسعهیافته به مرور اصلاحشده و به شکل امروزی خود درآمده و افزود: تمام مواردی که امروزه از آن بهعنوان شاخصهای حکمرانی خوب یاد میکنیم در گذشته به این شکل وجود نداشته و کشورهای توسعهیافته با حکمرانی نهچندان خوب به توسعه رسیدند و شاید نباید این انتظار را داشت که کشورهای در حال توسعه بتوانند با داشتن حکمرانی بسیار خوب و با کیفیت به توسعه برسند.
توسعه اقتصادی کره جنوبی، میراث دوران استعمار
وی با اشاره به مثالها و روایتهای جالبی که این کتاب از روند توسعه اقتصادی بیان میکند، اظهار کرد: یک مورد جالب روند توسعه اقتصادی کره جنوبی است. کره جنوبی در دورهای نسبتاً طولانی مستعمره ژاپن بوده است. ژاپنیها جامعهای پرتلاش بودند و توسعه مسیر ذهنی تمام حاکمان آن بوده است. هنگامی که کره جنوبی به استقلال میرسد، نگاهی که ژاپنیها به توسعه داشتند در کره باقی میماند و پس از آن تمام حاکمان کره جنوبی توسعه را هدف اصلی خود عنوان میکنند. به عقیده هاچون چانگ این میراثی است که ژاپنیها برای کره جنوبی به ارث گذاشتند و موجب شد آن کشور به توسعه اقتصادی دست یابد.
روز تعطیل در هفته چه زمانی به وجود آمد؟
مترجم کتاب انداختن نردبان ادامه داد: اینکه روز تعطیل در هفته داشته باشیم حدود ۱۰۰ سال است در کشورهای توسعهیافته به وجود آمده است. پیش از آن روز تعطیلی در هفته وجود نداشت و ۱۴ تا ۱۶ ساعت کار کردن در روز قانونی بوده است. هاچون چانگ با استناد به این واقعیت تاریخی میگوید به مرور و پس از اینکه کشورها به توسعه میرسند محدودیتهایی را برای ساعات کار وضع میکنند و آن را به کشورهای در حال توسعه دیکته میکنند. در این کتاب عنوان میشود که انجام اینگونه سیاستها زمانی خوب است که کشوری به توسعه رسیده باشد، چراکه اجرای این سیاستها پیش از آنکه کشوری به توسعه اقتصادی رسیده باشد آن کشور را از توسعه عقب میاندازد.
وی تصریح کرد: مطالعه این کتاب را به دانشجویان اقتصاد و افرادی که به فرایند توسعه علاقه دارند توصیه میکنم، چراکه این کتاب این نگاه را به ما میدهد که میشود به پذیرفتهشدهترین موارد موجود انتقاد کرد. صرفاً نباید همه چیز را پذیرفت، بلکه میتوان آنها را نپذیرفت و به چالش کشید.
از «انداختن نردبان» چه درسهایی میتوان گرفت؟
براتی با اشاره به درسهایی که میتوان از این کتاب گرفت، خاطرنشان کرد: اجرای سیاستهای توسعه اگرچه بلندمدت و زمانبر است، اما کشورهایی که به این هدف رسیدهاند نگاهشان به توسعه بوده است. اگر ما هر لحظه نقطه هدفمان را تغییر دهیم شاید آن عقبگردها ما را به هدفمان نرساند. پس باید نگاهی واحد داشته باشیم.
وی اضافه کرد: نکته دوم این است که تجربه سایر کشورها برای رسیدن به توسعه بسیار مهم است و کتابهایی از این دست میتواند به ما در راه رسیدن به توسعه کمک کند، اما در ساختار فعلی اقتصاد جهان که نمیتوان کشورها را مجزا از هم در نظر گرفت قطعاً رفتارهای اقتصادی ما باید با تناسب بینالمللی، تجربه کشورها و تایید نظام بینالمللی باشد و این میتواند برای توسعه اقتصادی کشور بسیار مفید باشد.
نظر شما :