توسعه گردشگری مستلزم گذار از «وضعیت اضطرار»

سالهاست که توسعه گردشگری به عنوان یکی از محورهای رشد اقتصادی هم در اقتصادهای توسعهیافته و هم درحالتوسعه شناخته شده و به کار گرفته شده است. همچنین گردشگری به عنوان صنعتی که کسبوکارها و بنگاههای کوچکمقیاس و میانمقیاس و زنان و جوانان هم میتوانند در آن رشد کنند مورد توجه است. گردشگری همچنین به عنوان یک ابزار ارتباط، تاثیرگذاری و قدرت فرهنگی در جهان شناخته شده است و کشورها و مقاصد و جاذبهها میکوشند حوزه تاثیرگذاری و نفوذ فرهنگی خود را با جذب گردشگران بیشتر وسعت ببخشند و از این راه برند ملی خود را تقویت کنند. ارتقای برند ملی شهرت و خوشنامی برای کشور، شهروندان، چهرهها، سیاستها و محصولات یک کشور نزد افکار عمومی جهان به همراه خواهد داشت که خود چرخه بازخورد مثبتی در جهت رشد همهجانبه را به کار میاندازد.
در ایران هم در دهههای اخیر توجه به سمت توسعه گردشگری جلب شده است، با این حال سهم ایران از تعداد و درآمد گردشگری بینالمللی نسبت به جمعیت آن ناچیز است. این در حالی است که ظاهرا چندین سال است ایران به دلیل نرخ برابری ارزهای خارجی از لحاظ رقابتپذیری قیمت در بهترین وضعیت است، و از لحاظ ثبت میراث ملموس و ناملموس فرهنگی هم نسبت به کشورهای منطقه و کشورهای در حال توسعه وضعیت بسیار خوبی دارد و آثار و فنون میراثی پرشماری را با موفقیت در یونسکو ثبت کرده است.
از سوی دیگر، در داخل ایران انتظار میرفت شیب رشد گردشگری هم از لحاظ تعداد و هم درآمد بیشتر باشد. جوانی جمعیت، رواج ارزشهای اجتماعی جدید و گرایش فزاینده به نوجویی، مصرف، لذت و تجربه، و رونق شبکههای اجتماعی میتوانست موتور محرکه رشد گردشگری باشد. اما گردشگری داخلی هم در واقعیت از جهات مختلف رشد چندانی نداشته است. آنچه مشاهده میشود آن است که بخش درخور توجهی از گردشگران داخلی با کمترین هزینه عمدتا به مقاصد تکراری، منازل بستگان و آشنایان یا خانههای دوم میروند، و نهادها و زیرساختها و تاسیسات گردشگری هم به دلیل کمبود تقاضا رشد کمی و کیفی و فناورانه چندانی (همپای رشد جهانی) نیافتهاند. این رشد ناچیز و ناپایدار کموبیش هماهنگ با متغیرهای کلان اقتصادی کشور بوده است. این وضعیت نشان میدهد گردشگری به رغم همه شعارها و سیاستها و برنامههای روی کاغذ نوشتهشده، در «وضعیت اضطرار» طولانی امکان توسعه ندارد. سرمایهگذاری در گردشگری مستلزم حدی از ثبات و پیشبینیپذیری است که جریانِ گردشگرِ مصرفکننده و درآمدزا را تضمین کند. در وضعیت اضطرار اقتصادی کشور (به ویژه در سال های اخیر) که بخش درخور توجهی از جمعیت درگیر برآوردن حداقل نیازهای معیشتی خود است و بخش دیگر با بیکاری یا ناامنی شدید شغلی و معیشتی (به علت رشد پایین اقتصادی و تحریمها) دستبهگریبان است، عملا توسعه گردشگری داخلی معلق است. حتی به تدریج تاسیسات موجود گردشگری هم از پس هزینههای خود برنخواهند آمد و به مرور مستهلک خواهند شد و رو به انحلال خواهند رفت. گردشگری بینالمللی هم مستلزم گذار کشور از وضعیت اضطرار بینالمللی است. در وضعیتی که بهطور مداوم اخبار منفی درباره جهتگیریهای سیاست داخلی و خارجی کشور در رسانههای مشهور جهانی بازتاب مییابد، برند ملی ایران و تصویر ایران به عنوان مقصد گردشگری نیز مخدوش میشود و جذابیتی برای گردشگر بینالمللی نخواهد داشت. تشدید تدابیر امنیتی یا اعمال تمهیدات نامتعارف امنیتی در قبال کسانی که از خارج وارد کشور میشوند نیز این تصویر را بیش از پیش خدشهدار میکند.
به عنوان یک مثال عام جهانی، شیوع کووید-۱۹ نشان داد که حتی کشورهایی که در صدر کشورهای گردشگرپذیر هستند و موقعیت نسبتا تثبیتشده رقابتی در گردشگری بینالمللی دارند تا چه حد در برابر یک «اضطرار سلامت» آسیبپذیر هستند. در این مصداق مشاهده شد که این کشورها برای این که بار دیگر مسیر کسب درآمد و ارتباطات فرهنگی از طریق گردشگری را بگشایند با چه سرعتی واکسیناسیون همگانی را اجرا کردند تا از «وضعیت اضطرار» به سرعت گذر کنند و بتوانند بار دیگر پذیرای گردشگران باشند.
بدینترتیب سخن گفتن از توسعه گردشگری در «وضعیت اضطرار» ارجاع به امر محال است. امید میرود با حلوفصل مناقشات سیاست داخلی و بینالمللی راه توسعه گردشگری و بهرهمندی کشور از مزایای آن تسهیل شود.
نظر شما :